خرید بک لینک
بیست و پنج کیلومتر مانده به رامسر، روستایی ست با باغ های کیوی و بادمجان و خیار، و زن و مردهای عاشقی که پابهپای هم در مزرعه و باغشان مثل تمام روستاییهای شمال کار میکنند. در دل کوهش آبشاری کوچک است. آبشار، آرام و لطیف صخرههای کوچکی را مینوازد و پایین میریزد. ناگاه تکهای از تنش را جدا میکند و به ت

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 2:14

ادی از کانادا بازگشته و میگوید که برای ماشینم مشتری داری؟ گفتم اگر صد تومن میدهی خودم مشتری. گفت کشکت را بساب و فردایش ماشینش را خریدند. خانه هایش را هم فروخت. ادی برای همیشه به کانادا رفت و قرار است تا آخر عمرش باز نگردد. من و ادی بسیار باهم دوستیم. آنقدر که از خصوصی ترین های هم باخبر باشیم. کمتر

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 2:14

پیرمرد آمده بود یک بطری شیر خریده بود و رفته بود و باز فردایش آمده بود و پرسیده بود که چطور میتواند در بطری را باز کند. جواب داده بودند و باز فردایش آمده بود و خواسته بود که خودشان بطری را برایش باز کنند. شیر را برای گربههای خیابان میخواست. خودش به طعم میوههای گندیده که بقیه برای حیواناتشان میخرن

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 2:14

کوچهی ما دو خیابان دو طرفهی پر رفتوآمد را به هم متصل میکند و باز نزدیکترین کوچه به یک خیابان دو طرفهی اصلی ست که طبیعتا شلوغتر از آن دوست. خانهی ما هم پلاک یک است. یعنی اولین خانه. همه چیز دست به دست هم میدهد تا گوشهایم به صداها عادت کنند. مثلا الان من مجهز به این آپشن هستم که با وجود صدای

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 2:14

نشستهای رو به رویم و چشمانت را غرق میشوم. اگر دوست داری نوجوانی و جوانیم را حس کنی، این قهوه جوش و استکان های کوچک را نگاه کن. برایت قهوه ترک مخصوص خودم را با جذوهی دونفرهی کوچکم میسازم و تو میپرسی که اولین بار چرا تصمیم گرفتی قهوه ترک بسازی و اصلا چرا ترک، چرا مثلا اسپرسو نه؟ و آن وقت سیب نص

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 6:08

دوهزار سال پیش در روم باستان، در نزدیکی آتشفشان وزوو، شهری بود به نام «پمپئی». پمپئی مرکز فحشای روم باستان بود. از سراسر روم به آنجا می آمدند و شغل مردم شهر نیز فحشا بود. شاهزادگان و بزرگان رومی، آنحا بردگان جنسی مخصوص داشتند؛ که هر کدامشان برای عمل خاصی تربیت میشدند و حتی نوع غذایشان هم براساس آن

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 0:34

کل جهان فردگراست. دلیل هر چیزی را در افراد جست و جو میکنیم. همه چیز معطوف روان شناسی شده و کتاب های روان شناسان یک غرفه ی بزرگ در کتابفروشی ها را در برگرفته. چگونه شاد باشیم، چگونه ثروتمند شویم، چگونه آب بخوریم، چکونه نفس بکشیم. سایت ها پر از مقاله های روان شناسانه ست. پر از کلیپ های انگیزشی. یک عا

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 4:12

بین رنج و ملال پیوسته در آمد و شدیم. یک نمودار سینوسی. رنج ، ملال، رنج، ملال، رنج، ملال. مدت ها رنج میکشیم برای پرداخت یک وام تا آنچه را میخواهیم بخریم و مدت ها ملال وجودمان را مشغول این میکند که از همان حاصل دست رنجمان خسته شده ایم. مستهلک شده. سر ناسازگاری دارد. باید عوضش کنیم. مرحله ی اول رنج

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 14:06

همهی آدمهایی را که میشناسید به نام صمیمیت یا بیخیالی و ندانمکاری، به اسم کوچکشان صدا نزنید. این صمیمتهای کاذب مدتهاست صمیمیتهای حقیقی را از بین برده. اینجا میدان مذاکره نیست که گاهی سعی کنی اسم کوچک طرف را بگویی و اعتمادش را جلب کنی برای ادامهی مذاکره. میدان انسانیتهاست. اینجا میدان حق النا

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 14:06

دو سال پیش، در بیست سالگی با مردی آشنا شدم که تمام چهارچوب های ذهنیم را به بازی گرفت، سستشان کرد و بعد هم نابودشان کرد. نه اینکه او بخواهد و هجوم بیاورد، نه! خواندن نوشته هایش کافی بود که مرا از دنیای خودم جدا کند. در پی آن با مردی دیگر آشنا شدم. مرد دوم کار دیگری کرد. او داشت مقاله ای مینوشت و م

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 0:01

در رابطه با اسرائیل و فلسطین دو کتاب با دو جهت گیری متفاوت خواندم. اولی کتاب فلسطین که در دست نتانیاهو هم دیده شد و دومی کتاب تولد اسرائیل که اجازه ی نشر پیدا نکرد و به صورت مجازی ابتدا از طریق سایت و بعد از طریق کانال تلگرام منتشر شد. آیه ای که زیر هشت حرفی، در تصویر هدر وبلاگم میبینید ماحصل مطالع

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 0:01

آقا پروفایل یعنی چی؟ یه طرح کلی از ویژگی های شخصیتی اون یارویی که صاحب پروفایل هست. فارسیش میشه رخ نما. عکس پروفایل یعنی چی؟ یعنی شما مختاری عکس شخص خودت رو در هر حالتی و هر طرح و رنگی"بذاری یا هیچی کلا نذاری". کاربرد دومشم به صورت یه حرکت جمعیه که شما در جهت همراهی، مثلا عکس پروفایلت رو به اون چی

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 0:01

میدانستی پدر بزرگ من برای خودش کیا بیایی داشته است؟ سال 1912 یک FORD می آورند اینجا که مردم فقط تماشایش کنند. پدربزرگم همانجا با یک اسب عرب تاختش میزند. مثل اینکه دو برابر قیمتش را هم سر داده. این عشق به ماشین هم از همان پدر بزرگ به من رسیده. فکر میکنم پدربزرگم آدم خوبی نبوده وگرنه الان نه من انقدر بدبخت بودم نه آن زمان بین آن همه مردم فقیر و آواره کسی، انقدر پولدار بود. چای که میل داری؟

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 0:01

چه بی اندازه دلم برای لحظه ای که گذشت تنگ می شود. برای تو، برای خودم تنگ میشود. دلتنگ ساعت هایی که گذشته اند. دلتنگ آدم هایی که هستند، که نیستند. دل تنگ هیچ کجا. دلتنگ تو. دلتنگ کشتی چوبی، که یک روز یک جا فراموشش کردم. رفته بود و دیگر نبود. چه میتوانستم بکنم وقتی هیچ نمیتوانستم بکنم؟ فراموشی از س

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 0:01

صفحه بندی